مريم مجدليه (Mary Magdalene) قسمت اول
در دسامبر سال 1945 يک روستايي عرب، موجب شگفتانگيزترين کشف باستاني در مصر عليا شد. شايعات مختلف، باعث شد که چگونگي اين کشف مهم در پردهاي از ابهام باقي بماند. ضمن اينکه بعد از آن کشف اتفاقي، اشياي پيدا شده در بازار سياه به فروش رفتند.
براي سالها، حتي، ماهيت اشياي کشف شده، ناشناخته باقي ماند. بنا بر يکي از شايعات، عرب مورد اشاره، خونخواه قاتل پدرش بوده، طبق شايعهاي ديگر، آن شخص در نزديکي شهر نج حمدي (Naj 'Hammádì) در کوه جبلالتعريف (Jabal al-Tárif)، کوهي که به خاطر وجود بيشتر از 150 غار، مانند کندوي زنبور عسل به نظر ميرسد، آن چيزها را پيدا کردهاست. بيشتر اين غارها برش خورده و نقاشي شدهاند تا به عنوان گورهاي نزديک به شش سلسلهي مختلفي باشند که قدمت برخي از آنها به 4300 سال قبل ميرسد.
سي سال بعد، خود آن شخص، محمدعلي سمان (Muhammad 'Alí al-Sammán)، اصل ماجرا را بازگو کرد.
کمي قبل از اينکه او و برادرهايش براي انتقامگيري از قاتل پدرشان دست به کار بشوند، شترهايشان را زين کرده به کوه رفتند تا مقداري خاک نرم که آنها به عنوان کود براي باروري محصولاتشان به کار ميبردند، به دست آورند.
اطراف يک تخته سنگ بزرگ را کندند و به يک کوزهي قرمز رنگ سفالي رسيدند که بيشتر از يک متر ارتفاع داشت.
محمدعلي براي شکستن کوزه دو دل بود با اين تصور که ممکن است يک جن يا روح در آن ساکن باشد. اما در عين حال ممکن بود که پر از سکههاي طلا باشد، کلنگ خود را بالا برد و با آن کوزه را تکه تکه کرد.
سيزده کتاب از جنس پاپيروس، پيچيده شده در چرم داخل آن بود... (ادامه دارد)
- ترجمه ي سختي بود.
- احتمالا مجبورم انگليسيم رو تقويت کنم.
- اگه اونقدر حوصله ندارين که قضيه رو تا آخر پيگيري کنين، بهتون بگم که اون کتابا مربوط ميشه به زندگي و آموزشهاي عيسي مسيح و انجيلهايي که قدمتشون از انجيلهاي چهارگانهي متي، لوقا، مرقس و يوحنا بيشتره. در نوشتههاي به دست آمده، تصويري که از عيسي مسيح به ذهن متبادر ميشه خيلي با اونچه که از اناجيل چهارگانه فهميده ميشه، متفاوته...
...
و بدينسانست
که کسي ميميرد
و کسي ميماند
هيچ صيادي در جوي حقيري که به گودالي ميريزد مرواريدي صيد نخواهد کرد
من
پري کوچک غمگيني را
ميشناسم که در اقيانوسي مسکن دارد
و دلش را در يک نيلبک چوبين
مينوازد آرام آرام
پري کوچک غمگيني
که شب از يک بوسه ميميرد
و سحرگاه از يک بوسه به دنيا خواهد آمد
(فروغ فرخزاد-تولدي ديگر)
--------------------------------------------
اي دردمند مرد، مشو خيره به طبيب
زيرا نشسته بر در، عيسي بن مريمي
(ناصر خسرو)
--------------------------------------------
2نوشته شده در جمعه شانزدهم دی 1384   توسط مانی جوادی |



