مريم مجدليه (قسمت چهارم)
... کويسپل به خاطر داشت که همکارش اچ. سي. پواخ (H.C. Puech)، با استفاده از بررسيهاي محققي فرانسوي به نام جين دورسه(؟) (Jean Doresse)، تکههاي مکشوفهي انجيلي را که در سال 1890 کشف شده بود، به نام انجيل توماس، شناسايي کرده بوده است. اما حالا، کشف اين انجيل به صورت کامل، پرسشهاي جديدي را مطرح ميکرد.
آيا عيسي (به عبري: يسوع، به معني ناجي، رهاننده) (Jesus)، آن طور که در ابتداي کتاب آمده است، برادري دوقلو داشته است؟ (البته کويسپل اشتباه ميکرد شايد متوجه نبود که آن چه به عنوان دوقلو ترجمه کرده بود بخشي از اسم توما يا توماس بوده است: Didymos Jodas Thomas) آيا اين نوشته ميتواند يک کتاب معتبر از تعليمات عيسي باشد؟
با توجه به عنوانش، آن کتاب، انجيلي ست به روايت توماس (به عبري: توما)، در ضمن بر خلاف انجيلهاي عهد جديد، اين متن خود را يک انجيل سري ميخواند.
البته کويسپل دريافت که اين انجيل شامل مطالب بسياري ست که در انجيلهاي چهارگانهي عهد جديد نيز ذکر شده اند، منتها با شکل و ساختاري ديگر و هم چنين با گوشههاي متفاوتي از نقطه نظر معنا. به عبارت ديگر، کويسپل فهميد که اساسا ديدگاههاي اين متن با ديدگاههاي انجيلهاي ديگري که به عنوان اناجيل چهارگانه ميشناسيم، کاملا متفاوت است. به عنوان نمونه، "عيساي جاوداني" (Living Jesus)، مانند "ذن کوان" ها، بسيار پر رمز و راز سخن ميگويد:
"نقطهي پايان، همان نقطهي آغاز است." يا "مبارک باد آن کس که پيش از بود شدن، بوده است." و ...
انجيل توما، همان که کويسپل در دست داشت، فقط يکي از پنجاه و دو دست نوشتهاي بود که در نج حمدي (Naj Hammadi) کشف شده بود.
انجيل فيليپ کتاب ديگري از آن مجموعه است که همان استيل نگارش انجيل توما را دارد و دربارهي اعمال عيسي و گفتارش، نوشته شده است. کاملا متفاوت از انجيلهاي عهد جديد:
"هميشه اين سه نفر همراه او بودند: مادرش مريم، خواهرش و مجدليه، همان کسي که همسرش (هم نشينش؟)(Companion)خوانده ميشد. هم خواهرش و هم مادرش و هم همسرش، مريم نام داشتند."
"... همدم منجي (Savior)، مريم مجدليه بود. مسيح او را بيشتر از همهي حواريون دوست داشت و اغلب بر لبانش بوسه ميزد. تا بدان حد که بقيه حسادت ميکردند. از او پرسيدند، چرا او را بيشتر از همهي ما دوست داري؟ منجي پاسخ داد: چرا شما را به اندازهي او دوست ندارم؟ هنگامي که يک کور و يک بينا هر دو در تاريکي باشند، هيچ فرقي با هم ندارند. آن هنگامي که روشنايي بيايد، آن که بينا است نور را خواهد ديد در حالي که کور هم چنان در تاريکي باقي خواهد ماند."
...(ادامه دارد)
- راستي که ترجمهي اين جور متنها خيلي سخته.
- فعلا اونقدر وقت ندارم که راجع به نظريهي دن براون راجع به مريم مجدليه و آيين مهر و مراسم چاک زدن لباس و ستارهي پنج پر و گل رز چيزي بنويسم. فقط مريم در مورد خود ميگويد:
Miryaiam I, of the Kings of Bable a daughter, a daughter of Jerasalem's mighty rulers.
منم مريم، دخترى از تبار پادشاهان بابل، دخترى از تبارِ حاکمان مقتدر اورشليم.
------------------------------
ز دوستان تو آموخت در طريقت مهر
سپيده دم که صبا چاک زد شعار سياه
به عشق روي تو روزي که از جهان بروم
ز تربتم بدمد سرخ گل به جاي گياه
(حافظ)
------------------------------
2نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384   توسط مانی جوادی |


