كي بود؟
عيبي يوخ بابا!
-------------------------------
اي مرغ سحر! چو اين شب تار
بگذاشت ز سر، سياه كاري
وز نفخهي روح بخش اسحار
رفت از سر خفتگان، خماري
بگشود گره ز زلف زرتار
محبوبهي نيلگون عماري
از اختر دل فسرده ياد آر
ياد آر، ز شمع مرده، ياد آر
-------------------------------
2نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385   توسط مانی جوادی |



