تفتيش عقايد
دوست عزيزي در کامنتي براي پست قبلي نوشتند:
"سلام
خدا کجاست و چرا خانه اش (یا حیاط خلوتش) به این بی نظمی است؟ شما یهودی هستید دوست من؟ چون اینها داستانهای تورات هستند که در آن همیشه از کشتار فلسطینیان و لبنانیها سخن گفته شده و بر آن تاکید شده و کشتار فلسطینیان بدست قوم اسراییل تایید و تشویق شده است.
دوستان! اکبر گنجی برای مبارزه با گروههایی به زندان افتاده که خود از پایه گذارانش است. حالا برگشته یا توبه کرده بماند. ما برای عقاید او آزادیش را نمیخواهیم بلکه برای حفظ قداست آزادی بیان مبارزه میکنیم حالا مبخواهد اکبر گنجی باشد یا مجتبی سمیع نزاد یا انصافعلی هدایت یا یوسف بنی طرف و یا دیگر نویسندگان و صاحبان سخن"
دوست عزيز، تعجب مي کنم چطور متوجه نشديد که اين آيات از کدام کتاب مقدس بر گرفته شده. آيا قرآن را خوانده ايد؟ توريت (يا بقول شما تورات- توريت به معني: براي خواندن، قرآن، آيا انديشه مي کنيد؟) را به احتمال زياد به دقت نخوانده ايد، چون در هيچ کجاي توريت (در قرآن، مي فرمايد: توريت) از قتل و کشتار فلسطينيان و لبناني ها سخن نگفته. بلکه راجع به مشرکين گفته که آنها را از سرزمين مقدس برانيد. همان طور که در قرآن مجيد فرموده خانه خدا را از لوث بت ها و مشرکان پاک کنيد و فرموده تا بدانجا که ديگر نتوانند فتنه اي کنند آنها را بکشيد.
گفتيد: "چون اينها داستانهاي تورات هستند که در آن هميشه از کشتار فلسطينيان و لبنانيها سخن گفته شده"
عرض کنم که در پست قبلي از کشتار هيچ حرفي به ميان نيامده و سرگذشت پيشينيان در قرآن مجيد به تفصيل شرح داده شده و در توريت فقط داستان مهاجرت بني اسراييل آمده است.
در ضمن اينکه در قرآن مجيد فرموده که مسلمانان آناني هستند که به اين کتاب و همه کتابهاي پيامبران پيشين ايمان دارند. همان ها که در دستهاي شماست. پس هر مسلمان که به دين حنيف ابراهيم اعتقاد دارد بايد به محمد، مسيح، سليمان، داود، ايوب، يونس، سموييل، يوشع، موسي، يوسف، يعقوب (اسراييل)، اسحاق ، اسمعيل و ابراهيم و لوط و نوح و خنوخ و شيث و آدم و هر پيامبر خدا ايمان داشته باشد و به فرموده خدا در قرآن بين آنها فرقي قايل نشود.
شايد چون الله را خداوند، خداي من، ترجمه کرده ام ذهن شما در گير شد. خب شما بگوييد معني الله را به فارسي.
از طرف ديگر من هيچ بي نظمي نمي بينم. پرسيديد خدا کجاست؟ مگر قرار بود جايي باشد؟ خدا منزه است از آنکه چون مخلوقاتش در جايي باشد. جا و بيجا، مکان و لامکان و هر چيز ديگر آفريده اوست. اگر منظور سوال شما استعاره اي است بر اينکه در مقابل اين همه ظلم و بي عدالتي خدا کجاست و چرا خاموش است؟ مي گويم : خدا اينجاست، در قلب من و بزودي به حساب ستمگران رسيدگي خواهد کرد.
به هر بد اگر حتي به ناچيزي دانه خردل باشد، به همان اندازه پاسخي در خور خواهد داد و به هر نيک چندين برابر پاداش ميدهد.
مي گوييد "اکبر گنجي براي مبارزه با گروههايي به زندان افتاده که خود از پايه گذارانش بوده است. حالا برگشته و توبه کرده بماند."
چه بسيار گروههايي که راه افتاده اند تا موجب خير و برکتي شوند ولي در گذر زمان با هدايت عده اي ديگر به انحطاط کشيده شده اند. آيا (پناه بر خدا) موسي کليم الله بايد برگشته و توبه کند به اين دليل که يهود اکنون دست به جنايت مي زنند؟! يا (پناه بر خدا) عيسي مسيح، چون بنام او و دين او جنايت ها کرده اند؟ يا (پناه مي برم به خدا) محمد مصطفي بخاطر جنايات القاعده و ديگران؟ نمي دانم صاحب چه تفکري هستيد. آيا مارکس بايد حساب پس بدهد چون استالين جنايت کرد؟ نه دوست عزيز. هيچ کس بخاطر جرم شخص ديگري نبايد مجازات شود و حتي مورد اهانت قرار گيرد.
مي گوييد: "ما براي عقايد او آزاديش را نمي خواهيم بلکه براي حفظ قداست آزادي بيان، مبارزه مي کنيم".
آيا وقتي مي گوييد "ما"، منظور شما من هم هستم که لابد به اشتباه، جور ديگري فکر مي کردم و حالا بايد مثل شما فکر کنم؟ نه عزيز جان، من، هم براي عقايدش آزادي بدون قيد و شرط او را مي خواهم و هم براي حقوقي که خدا به انسانها داده است. در ضمن اينکه من هيچ کجا نگفته ام که با عقايد او موافق و يا مخالفم. حالا به من بگوييد که شما براي حفظ قداست آزادي بيان (که حرف قشنگي است اما معنيش را بگوييد) چگونه مبارزه مي کنيد؟ و تا چه حد حاضريد به مبارزه ادامه دهيد: زندان؟ گذشتن از جان؟
...؟ چقدر هزينه حاضريد بپردازيد؟ اکبر گنجي، که شما مي خواهيد توبه کرده باشد، اکنون تا پاي جان بر سر انديشه خود مانده است. آيا شما در ايران هستيد؟
و اما راجع به هدايت و بني طرف و ديگر نويسندگان و صاحبان سخن، آيا خود، نقض غرض نکرده ايد. من مي پرسم: چرا فقط صاحبان سخن؟ آيا بقيه براي شما مهم نيستند. چه درسها که تاريخ به ما ميدهد از اينکه هميشه اين مردم عادي، اين شهروندان نگون بخت درجه دو، گوشت دم توپ بوده اند و هر جا که شهروندان درجه يک تحت فشار قرار گرفته اند، همه فغان بر مي آورند. بله دوست من، شما به من بگوييد چرا حمايت از صاحبان سخن آري و چرا بقيه نه، تا من متقابلا دليل خود را براي حمايت از آزادي گنجي بگويم. اين منطق بسيار ساده است، وقتي من از آزادي يک نفر حمايت مي کنم به هيچوجه نتيجه نمي دهد که بعد از آن از آزادي کس ديگري حمايت نکنم، اما وقتي شما همان اول به دسته بندي مي پردازيد معنيش اين است که فارغ از هر کس خواهيد بود که خارج از آن دسته بندي قرار گرفته است.
گمان مي کنم بخاطر خلاصه نويسي در کامنت، خوب و بي نقص استدلال نکرده ايد براي همين:
منتظر مباحثه بيشتر با شما و ديگر دوستان موافق و مخالف هستم.
شاد باشي
----------------------------------------
خوش است خلوت اگر يار، يار من باشد
نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد
من آن نگين سليمان به هيچ نستانم
که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد
هماي گو مفکن سايه شرف هرگز
در آن ديار که طوطي کم از زغن باشد
هواي کو تو از سر نمي رود آري
غريب را دل سرگشته با وطن باشد
بسان سوسن اگر ده زبان شود حافظ
چو غنچه پيش تواش مهر بر دهن باشد
(حافظ شيرازي)
----------------------------------------